نفس بکش

آخیش!! یه کم دارم نفس میکشم ، یعنی هنوز نفس نکشیدم چون هی یادم میره که امتحانام دیگه از امروز تموم شده!...ولی خوب از فردا میرم پی خوشگذرونی!!...فقط بدیش اینه که همه ادما مثل من خل نیستند که دوست داشته باشند توی سرما برند کوه ، یعنی تقریبا هیچکی اینجوری نیست !!...کاش یه کم دوستام پایه بودند پا میشدیم با هم میرفتیم برف بازی!...حالا بازم مرضیه که امتحاناش تموم بشه یه امیدی هست!

میخوام توی این ۲ هفته تعطیلات یه عالمه کتاب بخونم ، ولی نمیدونم چی!!...لطفا اگه کتاب خوبی سراغ دارین بگین که من برم بخونم تو هر زمینه ای هم بود باشه ، فقط خوب باشه (البته خوب تاریخی باشه بهتره ولی اگه نبود هم مهم نیست)....جدی دارم میگما!..هرچند تا بیشتر بهتر ، فقط زودتر بگین تا تعطیلات تموم نشده!

من تو این وبلاگم غر نزنم انگار اموراتم نمیگذره!!...قول میدم این دیگه آخرین باری باشه که در این زمینه صحبت میکنم اینکه : خداااااااااااااا دانشگاه داره تموم میشه! همش ۳ ترم دیگه میتونم برم توی بهشتی به اسم دانشگاه....هرچقدر هم آدم بره ارشد و دکترا دیگه دوره لیسانس نمیشه !!!...کاش دانشگاه رو دوست نداشتم و بهم خوش نمیگذشت توش

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
MM

کتابهای سالینجر و جرج ارول و داستایوفسکی پیشنهاد میشه! در ضمن ادمهایی که وسط زمستون هوس کوه بکنن کم نیستن! یکیش خود من!

علی سیاه سابق

کتاب ... مرشد و مارگاريتا نوشته ميخاييل بولگاکف .... تازه برو جشنواره فيلم

لات جوانمرد

نه بابا بز های کوهی هم تو زمستون خیلی دوس دارن برن کوه (منظور خاصی نداشتما فقط به خاطر دادن اطلاعات بود )..............کتاب های اتل متل توتوله...و غیره خیلی خوبن اموزنده هستن .....روی ماه خداوند را ببوس رو خوندم حال کردم

علی سیاه سابق

خوب برو با يه نفر ۳ ساعت قبل از شروع فيلم تو صف وايسا :دی

کیمیا

ميتونی از هيمن لحظاتی که داری ميری دانشگاه استفاده کنی....۳ ترم اووووووووووواههههههههه خيلی زياده که ناشکر نباش...اگه جای من بودی که شنبه ۸ بهمن ديگه آخرين امتحان دوران تحصيلت بود چی کار ميکردی ؟ تا روزی که آخرين روز درسيم تو دانشگاه بود به اين قضيه فکر نکرده بودم اما وقتی يادم افتاد اون روز ديگه روز بعدی نداره و آخرین روز دانشگاهم هستش تو دوره ارشناسی...ناخود آگاه دلم گرفت...به قول شما هیچ دوره ایی مثل کارشناسی نمیشه

sareh

خووووووووووووووووووووووووووووووش به حالت!من آرزومه چشام رو ببندم و باز که کردم ببينم ترم آخرم!........ منم شديداً مشکل رفيق پايه دارم!آی حرص آدمو در ميارن اين رفيق رفقای پاستوريزه!!! خوبـــــــــی زهرا جونی؟

حیدر

ای بابا ... اتفاقا این کوه رفتن تو زمستونه که اند حاله ... پاتوق ما که هرسال بین الترمین (!) ، پیست شمشکه ... واسه کتاب و این حرفا هم بستگی به علاقه شما داره ... به نظرم کتاب "روی ماه خداوند راببوس " بد نباشه ... البته خوبه به خاطر تقارن این روزا با محرم ، یه نگاهی به حماسه حسینی (جلد 2) بندازید ... نگاه آدمو به خیلی از مسائل تغییر میده ... همین دیگه ... یا حق

sabz

به نام يکتا من بههت پيشنهاد ميکنم کتاب های کوتاه رو بخونی اين شکلی هم يه عالمه کتاب خوندی هم وقت خوب مصرف شده( اخه می شه تو اتوبوس هم خوند) کتاب های دانشجو کتاب های خوبی سايتشون: http://www.ketabac.com/MAIN.HTM حتما سر بزن! يا حق

ghazaleh

نگران نباش زهرا جون ؛ فقط تو نيستي كه داري غر ميزني! منم هستم! تاااااازه! من چي بگم كه ترم ديگه ترم آخرمه؟! باز تو كه خيلي وقت داري ....

پگاد

هنوز روز اخر رو يادم نرفته !!! هرچند که من هنوز دانشگاهم و به قول بچه ها سنگر رو حفظ کردم .... ۲۱ هم زياد نيست ولی جون هر کی دوست داری قدرش رو بدون تا می نونی بخون ... وقتی به اين ۷ - ۸ سالی که هيچ کاری نکردم دلم می خواد بميرم.... اگه رمان دوست داری تهوع سارتر يا سقوط کامو رو بخون ... تاريخی ... ۲۳ سال علی دشتی که گير نمياد اگهpdf اونو می خوای ميلت رو بزار تا واسه ات بفرستم ... در مورد زندگی محمد پيامبر اسلام هستش البته با يه ديدی که شايد تا حالا فکرش هم نکردی ...