خسته!

اعصاب ندارم! خسته ام از این همه کار! این عزیزان از وقتی انتخاب شدند تا الان داشتند خودشون رو باد میزدند، یهو از اول مهر یادشون افتاده چقدر درخواست دارند؟!! یعنی سه ماه تابستون ما اینجا علاف بودیم، از اول مهر که من خیر سرم میرم دانشگاه و دو روز در هفته نمیام سر کار، به اندازه سه ماه تابستون بهم کار ارجاع خورده! همشون هم آنی یا خیلی لطف کنند فوری! یه کار که میرسه کلی با انگیزه انجام میدم که تموم که شد یه کم استراحت کنم، هنوز تموم نشده کار بعدی میاد! خسته ام! ناراحت

تصمیم در مورد ترک کار احتمالا باید سخت باشه. مخصوصا وقتی کارت خوب باشه، ورود بهش سخت باشه، بازار کار افتضاح باشه، خیلی ها دوست داشته باشند اونجا کار کنند، به رشته ات مرتبط باشه، دستت باز باشه که درس بخونی، از نظر موقعیت اجتماعی هم به طور نسبی بالا باشه. اما از طرفی خسته ات کرده باشه. همزمان باهاش بخوای درس هم بخونی، دلت بخواد درس هات رو خوب بخونی، رفرنس های اصلی رو همشون رو بخونی، بدونی که شب امتحان دیگه مثل قدیما وقتی برای درس خوندن نداری، دلت بخواد یه کم به خودت برسی، از این خسته بودن همیشگی خسته شده باشی، بدونی که تو یک زنی و نیاز داری که بری مهمونی های زنانه، نیاز داری صبح ها خونه باشی و آرامش خونه رو با شادابی خودت فراهم کنی. اما باز هم از طرف دیگه، نیاز داشته باشی که کار کنی، دوست داشته باشی از چیزهایی که خوندی و بهشون علاقه مندی استفاده کنی، سرت واسه تحلیل های اقتصادی درد بکنه، دوست داشته باشی درس بخونی، مقاله بدی، تحلیل کنی و ..... !!! ای خدا!! سخته، تصمیم گیری در این باره خیلی سخته! فعلا اصلا نمیتونم تصمیم بگیرم، فقط میدونم که این وضع نمیتونه ادامه پیدا کنه، نمیخوام ادامه پیدا کنه!

/ 6 نظر / 36 بازدید
منا

پس تک تک جملاتت ...رضایت از زندگی موج می زنه.. حسش کردم. ایشالا همیشه از زندگی راضی باشی و همیشه همین جور پر انرژی حتی اگه ظاهرا غر هم بزنی و اعصاب نداشته باشی! مهم نیست کاملا محسوس هس احساس خوشبختی می کنه عاقبتت به خیر گلم.

غزاله

به نظرم يه كمي صبر كن. شايد بعد از مدتي كارت سبكتر بشه يا به اين سبك عادت كني. همونطور كه خودت گفتي ترك شغل تصميم پر ريسكيه

سپهر

سلام کلا کار کردن که خیلی خوبه حالا هر چقدر هم که فشرده باشه شما مقاوم تر میشین اما به نظرم نکته مهم اینجاست که شما الان در محل کارتون چقدر اعتماد جلب کردین که این همه کار به شما میدن (سرمایه اجتماعیه هااا) به هر حال خسته نباشید گهگداری به وب شما سر می زنم به بهانه فیلم مردسیندرلایی با وبتون آشنا شدم چیزی که باعث شد الان نظر بذارم این بود که همیشه رو داشتن استقلال تاکید می کردم و خودم هنوز به استقلال کامل اقتصادی نرسیدم به همین خاطر به نظرم شما توانایی داری که خیلی ها ندارن ، قدرشو بدونین! شاد و پیروز و سلامت و دانشجو باشید

lمریم

سلام من هم خیلی خسته وتوی 2 راهیی، اینکه ارشد قبول شدم سر کار هم رفتم اما حالا انگار شاید مدرکم رو نتونم ارایه کنم و این منو کلافه کرده و از ادامه راه تردید دارم میگم واحد هایی که خوندم و تطبق بدم و بیام راحت یه یونی ازاد بخونم ..که شروع درسم بعد از شروع به کارم محسوب بشه ...من م نمیدونم

lمریم

دانشگاه هم که سمنانه اونقدر عالی حساب نمیشه ادم چه میدونه اینده چی مشه ارزشه یونی مثلا تهران مرکز هم اونقدر پایین نیست .موضوع اینه که من باید حداقل 1 ترم تحصیلاتمو دیرتر شروع میکردم.این 2 راهی منه وسطه تحصیلم...

نسیم

سلام. به صورت اتفاقی با وبلاگت اشنا شدم. حرفات دقیقا همین حرفایی که منم به خودم میزنم. می دونی دانشجوی سال اخر دکتری که هستم. از ساعت 7 صبح تا 4 و نیم عصر هم کار میکنم. تازه 2 تا کلاس هم دارم که بعد از ساعت کریم باید برم درس بدم. خیلی از مسوولیتهای زندگی هم روی دوشمه. سرکارم هم هرچی کاره می ریزن روی سر من! حالا میبینم که مثل من هم کم نیستند! ولی دارم به این فکر می کنم که به زودی این ها تمام می شه. شما هم لازم نیست کارتو رها کنی! یکم سر کارت به روسات غر بزن. بگو کارم زیاده شاید یک نفر کمکی بهت بدن و یا اینکه یکمی از بار کارهات کم کنن. اگر نکردن یکبار به صورت ضمنی بهشون بگو خوب اگر نمی شه از کارهام کم کنید , میرم یک قسمت دیگه! این خیلی اثر داره, ونها هیچوقت راضی نمی شن کسی که خوب کار می کنه وازش راضی هستن را از دست بدن. منم خودم همینکارو کردم. یکنفر کار دانشجویی بهم دادن.