بحران زمان

انقدر سرم این روزا شلوغ شده که به معنای واقعی کلمه از زمان عقب میمونم ،شنبه تا ٣ شنبه رو که صبح تا شبش رو بیرونم ، ٣ روز آخر هفته میره به پروژه ها و مقاله ها و کوییز و کلی کارای عقب مونده. اونوقت بعد از این همه بدبختی از همه درسا هم عقبم ، الان کلی مقاله نخونده دارم و چند روز دیگه میان ترم ها از راه میرسه .

فکر کن انقدر سرم شلوغ بوده ، که اصلا وقت نشد بیام اینجا بنویسم که از ٣ هفته پیش دارم میرم یه مدرسه ای با بچه ها پروژه اقتصاد کار کنم.حتی وقت نشد بهش فکر کنم ، یه روز بهم زنگ زدن و گفتند میای درس بدی ، منم گفتم آره و از فرداش رفتم.دوست داشتم یه کم وقتم بیشتر بود تا میتونستم بیشتر بهش فکر کنم و ایده های خلاقانه میزدم ، هر ٣ شنبه که میام خونه با خودم میگم امشب حسابی فکر میکنم که برای هفته بعد چی بگم ، ولی بازم وقت نمیشه !

فعلا بیشتر از همه پروژه بحران وقتم رو گرفته ، داریم با یه گروه از بچه ها  با دکتر نیلی روی بحران مالی آمریکا کار میکنیم که شاید ته اش یه سمینار در بیاد که احتمالا دکتر نیلی ارائه بده . اگه بشه ؛ چیز خوبی میشه .

با اینکه پدرم در آمده ها ، ولی خیلی ناراضی نیستم ، به شرطی که آخر ترم نمره هام بد نشه ، راضی هم هستم!...یکی از بهترین انتخاب هایی که کردم توی زندگیم این بود که نزدم تهران و آمدم شریف، جدا از خود دانشگاه ، واقعا پای کلاس دکتر نیلی بودن خیلی ارزش داره ، کلا خیلی استاد کار درستیه ، حیف که ما بچه های کار درست زیاد داریم ، وگرنه خیلی دوست داشتم میرفتم هی با دکتر نیلی کار میکردم و پروژه ور میداشتم و اینا!

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هدی

روزای پر کار رو خیلی دوست دارم !

کامران

خودمونیم ها این یادداشت بوی خیانت به دانشگاه تهران رو می‌داد! به عنوان کسی که به دانشگاه تهران تعصب داره به شما انذار می‌دم که گول ظاهر شریف رو نخورید. شریف یک دبیرستان هست که اسمش رو گذاشتن دانشگاه!

kleopatra

من این صبحانه رو خیلی دوست داشتم[نیشخند] بازم بیا[نیشخند]

کيميا

خوش به حالتون كه هنوز مشغول درس و كتاب و دانشگاه هستيد

ساکت

میان پروژه های بحران تا بحران پروژه ها تفاوت از زمین تا آسمان که نیست هیچی, از یک مثبت منفی هم کمتره! توصیه های ایمنی را جدی بگیرید!

سایموند

سلام بار دیگر توفیق الهی نصیب من شد و این بار عازم سفر حج هستم. فرض است که در این راه بی بازگشت، با حلالیت طلبی از دوستان، بار خود را سبک تر کنم. حلالم کنید و دعا که معرفت و لیاقتش را بدرقه راهم کنند.

تسنیم

منم تمام این شلوغی ها رو دارم! اما همیشه باید برای وبلاگ خوندن و نوشتن وقت گذاشت ...

مرضیه

واقعا سرت شلوغ شده دیگه به من زنگ نمی زنی دیشب خواب دیدم بهم زنگ زدی آدمات فرق نکنن با دنیات دلم همیشه می خوادت