از وقتی پرشین بلاگ با کلاس شده خیلی راحت میشه مطلب های گذشته با کامنت هاشون رو خوند.اینجا یک سند مکتوبه برای اینکه بگه چقدر بزرگ شدیم.مخصوصا اینکه توی سال هایی نوشته شده که دوران گذار زندگیه.دلم برای گذشته ام اصلا تنگ نشده و این خیلی خوبه ، الان رو از همه سالهایی که این وبلاگ ثبت کرده بیشتر دوست دارم!

 در عوضش یه حس دیگه هم دارم که این یکی اصلا خوب نیست ، اونم اینکه گذشته آدم هایی که توی این ۴ سال و نیم وجود داشتند رو خیلی بیشتر از الانشون دوست دارم.نمیدونم ایراد از منه و یا از اون آدم هایی که به نظر من توی این دوران گذارشون خیلی خوب بزرگ نشدند.

۱۵ دقیقه است که دارم به مانیتور نگاه میکنم تا این پاراگراف آخر رو بنویسم! حرف دارما ولی نمیاند.

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بشری

دقت کرده ای بیشتر وقتها که میایی وبلاگت رو آپدیت کنی ، حرف داری ها ولی حرفت نمیاد ؟؟ [زبان]

سايموند

حس اول قابل تأمله؛ گرچه دلتنگي قبل و رضايت كامل از حال، منافاتي باهم ندارند. ولي حس دوم رو منم ميفهمم، به همين خاطر هم اومدم يه اثري بگذارم كه ديدم چندنفر از اونايي كه 4 سال پيش هم وبلاگتون رو ميخوندن، پيام گذاشتن. سالي شادتر و موفق تر از هرسال داشته باشيد.

آریان17

تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل ×××هر جا گذشت جلوه ی جانانه تو بود سلام . وبلاگ جالبیه. من هم از شما دعوت می کنم برای دیدن آپم به وبلاگم تشریف بیاورید تا محفل ما را روشن کنید.(آپها با موضوع:1ایران-2-دکتر علی شریعتی و (در ضمن به این خاطر که وبلاگ بسیار جالبی دارید من حاضر به تبادل لینک با شما هستم شما چطور؟)