کوری

عجب دنیایی شده ، آدم گاهی وقتها از انسان بودن خودش احساس شرم میکنه ، یک دنیای پر از دروغ و ظلم و تبعیض ...که انگار همه انسانهای دنیا چشماشون رو به روی اینهمه ظلم بستند و یا شاید هم یک مرض کوری همه دنیا رو فراگرفته که معدود انسانهایی هم که کور نشدند باید برای در امان موندن از شر کور ها خودشون رو به کوری بزنند! (رجوع شود به کتاب کوری ساراماگو)....دنیایی که توش هیچ کس وحشی گری های سرباز های آمریکایی در عراق رو نمیبینه ، هیچ کس در مقابل حمله اسراییل به یک ساحل تفریحی چیزی نمیگه ، مردم فلسطین هر روز تحقیر میشند ، اسراییلی ها حتی اجازه خروج از کشور رو به نخست وزیر فلسطین نمیدند و خیلی راحت نصف کابینه فلسطین رو میدزند و... .......و  حسین درخشان میره اسراییل تا پیام صلح جوانان ایرانی رو به جوانان اسراییلی برسونه!....هرچی بیشتر نگاه میکنم میبینم که در دنیایی زندگی میکنیم با یک مشت مردم کور که برای زنده بودن دست به هر کاری میزنند و زندگی میکنند تا زنده باشند!...و در میون این همه کور تو هم اگه بتونه بیینی و بخوای زنده باشی باید وانمود کنی که کوری!!

( قسمتی از سفر نامه حسین درخشان به اسراییل :

امشب قرار است با یک سری از جوان‌های اسراییلی عضو یک سایت مشابه اورکات، به نام ILCU، در یک بار در تل آویو جمع شویم و گپ بزنیم. فعلا ۴۲ نفر گفته‌اند که می‌آیند. آنها خودشان اسم این جمع‌شدن را گذاشته‌اند پیام اسراییل به ایران و می‌خواهند بطور نمادین یک پیام صلح به جوان‌ها و بلاگرهای ایرانی بفرستند. اگر پیشنهادی برای این جور کارهای نمادین دارید بنویسید. اگر ما هم بتوانیم از این طرف یک پیام صلح‌آمیز برای آنها بفرستیم خیلی جالب می‌شود. بخصوص اگر این رابطه را ادامه دهیم.

کل سفر نامه اینجا هست ، جالبه ، بخونیدش)

/ 11 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
MM

اون بابا رو که هر چهار! جناح به حماقتش لعنت می فرستن!! جدی نگیرش شما!

لات جوانمرد

این کوری خر صفحه هس ...نوشتی رجوع به کوری...نمی دونم چرا جدیدا همه دوس دارن کار نمادین کنن ...حسین درخشان هم یکی از همین هاس دیگه

علی سیاه سابق

کوری رو خوندم .... آخه اين حسين درخشان هم شد آدم ؟ فکر کردن و توجه به کاراش باعث ميشه فکر کنه پخيه

نیــــــــکو

نه از اسراييل حرفی می زنم ... نه از حسين درخشان .. نه از کوری ساراماگو که بعدش بينايی است ... . آشنايی ها هميشه اولش قشنگند ... اگر نگه داشته شوند همان قدر زيبا می مانند ... اگر نه پررنگی ِ روز اولشان از بين می روند و ای کاش نمی رفت ... همين است که آدم ها اين قدر از هم بی خبر می مانند ... شايد آشنايی دوباره ای رنگ تازه ای بزند به تمام خاطره ها ... رنگی پر رنگ تر از پيشين ... راستی زهرا خانومی من دقيقا پس فردا کنکور دارم ... يادش بخير کنکور اون سالِ تو و مرضيه ... اون همه کتابی که همراه خودتون آورده بودين ... آره ... راستی چقدر کمرنگ شده ... نيکو .

فيلسوف

سلام! واقعا که نبايد به اين آدم ها اهميت داد حتی ارزش اين که آدم اسمشون رو هم ببره ندارن! ولی انتخابت از رمان کوری بی نظير بود ... باحق

ایرباس

سلام ... آسمان را بنگر اين همان روزيست كه شبش به گريه گذرانده ديگر آبي آبي نيست خونين خونين است ......... روز ايرباس است و سقوطي همراه اوج ......... // هميشه شاد باشيد ايرباسي كه .... اصلا ايرباس رو يادتون هست ؟؟

سعيد ش

سلام ممنون که به ویم سر زدید درسته...تا ۱۷ مرداد چیزی نمونده ولی .... نمیدونم منظورتون از اذان اعتکاف کدوم اعتکافه...ولی اگه منظورتون اذان دانشگاه تهرانه که اونو چند روز دیگه میزارم تو بلاگم...میتونید بردارید فعلا یاحق

ساکت

يه سری مفاهيم هستند که تعريف ثابت و فراگيری ندارند! بلکه ما بنا به منفعت خودمون اونها رو تعريف می کنيم و بهشون ارزش مثبت يا منفی ميديم! عباراتی مثل هنر، هنرمند، صلح، دوستی، تروريسم، خشونت و ... ! اونوقت به زور تبليغات اينها رو به عنوان مقدسترين مفاهيم بشری به خورد مخاطب ميديم! مخاطب شايد کور نباشه، اما محاصره تبليغاتی شده!

پوريا

بعد از همه حرفهای شما که با همه اونها موافقم، واقعاً به حال افرادي مثل حسين درخشان و امثالهم تاسف ميخورم كه ... ! چي بگم، عالم و آدم صداشون در اومده از وحشي گريهاي صهيونيسم، اون وقت اين آقا براي صلح به اسراييل!!!!‌ سفر كرده ! در ضمن ممنون از لطفتون، زياد هم تعجب نكنين :) هميشه تا بوده و هست همين طور بوده. راستي شما كه ماشالا يه پا كهنه كار شدين، نميخواين دست از اين تازه كار بردارين ؟ :)