آرشیو خونی

میبینید چقدر این جونای مردم بیکار و الافند؟! نمونه اش من ، که تا این ساعت شب ( که البته به لطف فکر بکر رییس جمهور محترم الان اذان صبح رو میگند و میشه این موقع صبح ) دارم وبگردی میکنم ، تازه اونم چه وبگری ای؟!! دارم آرشیو خودم رو به همراه کامنت هاش میخونم!...ولی خداییش خیلی حال داد ،به  غیر از یک مطلب که کلی با خوندش احساس شرم کردم  ،( مطلبی با عنوان : " تحلیلی بر برندگان مسابقه وبلاگ نویسان برتر " ( لینک نمیدم چون خیلی مطلب ضایعی بود ) )بقیه بهم خیلی حال دادند ، کامنت ها هم همین طور ، الهی بگردم برای خودم اون روزایی که رتبه های کنکور اومده بود عجب حال خفنی داشتم ، حتی الانم که میخونم میخوام بشینم برا خودم گریه کنم! ( خدایی هنوزم که هنوزه یه کابوس بزرگ تو زندگیم دارم اونم کنکوره ، حالا هر کنکوری میخواد باشه و توی هر مقطعی ) ....با همه شیرینی های الان ، ولی حس میکنم ۲-۳ پیش شاد تر بودم ، شایدم بچه تر بودم ، ولی هرچی بوده فکر میکنم نوشته هام روح بیشتری داشته!.....آخ با بعضی کامنت ها انقدر حال کردم که نگو ، بعضیا که قبلا  پایه کامنت گذاشتن بودن و الان اصلا خبری ازشون ندارم ، بعضی ها که رفیق ۳ ساله وبلاگم بودند ، بعضی کامنت ها هم که یادمه اون موقع که میخوندمشون حالی میکردم چه جووووور!!!.....خلاصه خیلی صفا داد این وبلاگ خونی ، اگه الان ساعت مامانم اینا زنگ نمیزد و الان پا نمیشدند و منو یه دعوای جانانه نمیکردند ، بازم از حس و حال این آرشیو خونی مینوشتم براتون!!!

/ 15 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرضيه

من که می دونم تو با چه کامنتايی حال می کردی حذفش کنی خيلی مسخره ای

فاطيما

ميبينم که اينجا جعبه جعبه نوشابه باز شده!!!جالبه که زندگی اينطوری ميگذره.هر زمانی حس و حال خودشو داره و نميشه هم گفت اين حس و حال بهتره يا اون....راستی زهرا من بالاخره عروس شدم.....

اول وبلاگ خونی رو خوندم وبلاگ خونی

keleopatra

ااا یادم رفت اسممو بنویسم

سایموند

سلام!‌ چه جالب. من هم چند روز پيش همين کار رو کردم. چقدر خاطره برام مرور شد. چه چيزايی که يادم رفته بود و دوباره يادم اومد ... اين کار رو دوست داشتم!

يوسف

اینجا به درد همین می خوره دیگه.. آدم گذشتشو می بینه... من خودم سیو دارم آرشیومو... راستی کامنتا هم خیلی خاطره انگیزه ها... دیده بان برج مینو

سعيد ش

سلام زهرا خانم شرمنده خيلی خيلی دير شد شرمنده شما هم شدم اين هم اون اذانی که دنبالش بودی(اميدوارم اون باشه)http://www.saeedsh.persiangig.com/audio/azan1.mp3

فيلسوف

سلام! کجايی جوانی که يادت به خير هيييييييی...باحق

سایموند

نشستن و تخمه شکستن هم عالمی داره! خدا خيرشون بده...

وحيد

سلام وبلاگ قشنگی دارين ... اميد وارم زيبا تر بشه وبلاگ دوستی را فراموش نکينين....