قصد داشتم حالا حالا ها وبلاگ ننویسم ،ولی خوب الان یهو هوس کردم!

امتحان ها تموم شده ، با اینکه خیلی آرزوم بود اگر امتحان ریاضی ما هم میخورد به برف و عقب میافتاد ، ولی الان از این حس نفس کشیدن خیلی دارم لذت میبرم!

حتی تا همین یک سال پیش هم خواننده های قدیمی وبلاگم هنوز وجود داشتند ، ولی الان دیگه تقریبا از اون کسایی که از ۴ سال پیش این وبلاگ رو میخوندند هیچ اثری نمونده ، دلم براشون تنگ شده ، چند روز پیش که بهار رو دیدم ، یاد قدیما افتادم که هر روز دوستای جدید وبلاگی رو میدیدم ، فاطمه ، نجمه ، مرجان ، پریناز ، هدی ، نیکو ، عمه ، یاس ، زینب و اون سفر مشهد استثنایی با وبلاگی ها که از بهترین سفر ها بود ! گرچه اون موقع من وبلاگی محسوب نمیشدم!.....حالا جدا از اینها ، از دیدن بهار بسی مشعوف شدم !

توی یه سایتی چند تا تور کویر دیدم ! چقدر حال میده کویر توی این زمستون ، نه؟! کاش الان دانشگاه تهران بودم ، پیشنهاد میدادم که دانشگاه ببرتمون ، به این بچه های شریف که نمیشه امیدی داشت.

من دوست دارم :سوارکار بشم ، جهانگرد ، جراح مغز ، اهنگ ساز و نوازنده ، یک خیاط خوب ، آشپز حرفه ای ، مسایل پیچیده اقتصاد حل کنم ، دوست دارم تاریخ و جغرافی رو خیلی بدونم ، فیزیک هم که جای خود دارد ، دوست دارم یه عالمه از علوم دینی بدونم ، عرفان و این حرف ها ، و .... این یک معضل ها!! محض رضای خدا هم که شده من حتی از یک دونه از رشته ها هم بدم نمیاد!...جدا نمیدونم باید باهاش چی کار کنم!!...میگم طبیعیه دیگه نه؟ همه همین جورند!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای سراسر

از شما میخواهیم که هر جا که هستید، در مدرسه و دانشگاه، واحد های محلی دانشجویان، و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب را تشکیل دهید و اعلام موجودیت کنید. اگر در اهداف ما شریک هستید، اگر خود را در جدال با به سیاهی و تباهی کشیدن محیط های آموزشی با ما در یک جبهه میدانید به این صف بپیوندید. با هر عقیده و مرامی که دارید خود را متعلق به دانشجویان و یا دانش آموزان آزادیخواه و برابری طلب اعلام کنید.این نام را بر خود بگذارید. همانطور که در مقابل تعرض برده داران همه بردگان شورشی اعلام کردند که ما اسپارتاکوس هستیم امروز در مقابل تعرض به آزادیخواهی همه آزادیخواهان باید اعلام کنیم که ما آزادیخواه و برابری طلب هستیم.

بهار

زیاد غصه نخور.تو وضعت که خیلی خوبه بابا! من یکیو میشناسم استادش سر امتحان جوابارو گرفته بود جلو روش این باز نتونسته بود بنویسه!! باور کن..... حالا ایشالا خوب میگیری توام

زينب

وبلاگ که نمی خونم ُ اما وقتی هم می خونم دپ می شم! پيری بدجوری داره سراغ همه می آد !!! همه شدن مثل ننه بزرگ ها که هی ياد خاطرات می کنند . راستی نمی گی من اين ساعت اينجا چی کار می کنم ؟!

نگار نوجوان

زهرای عزیزم اگه منو خواننده قدیمی حساب می کنی باید بگم که همیشه وبلاگت رو می خونم منتها نظر نمی دم که ریا نشه!!!!!

آرش

سلام.امتحان و داستانهای امتحان تا آخر عمر باآدم مياد.حتی توی گور هم هستند.استرس - استرس و باز هم استرس

کامران

دستت درد نکنه که بنا به درخواستهای فراوان مردمی٬ آهنگ شب دهم رو دوباره گذاشتی روی وبلاگت.

محمد ميم

اين وبلاگ آهنگ های درخواستی می گذاره ؟

بهار

من هی میام میبینم همش ملت راجع به شب دهم نوشتن یه چیزی و رفتن! بعد امروز هدفون گذاشته بودم تو گوشم فهمیدم ماجرا تازه از چه قراره

واقعا از دوباره شنيدن اين آهنگ لذت بردم. مرسی مرسی مرسی

نیکو

اِ! این نیکو که گفتی من بودم؟! وبلاگ خوندن رو دوست دارم، وقت هم تا دلت بخواد تلف می کنم اینور اونور! ولی نمی دونم چرا یادم می ره بیام سر بزنم. وای... چه قدر خوبه که آدم به کلی موضوع علاقه داشته باشه. من که اینجوری نیستم، البته سوارکاری و جهانگرد و آشپز رو هستم ولی بقیه رو نه!